‏نمایش پست‌ها با برچسب قصه های من و اون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قصه های من و اون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

قصه های من و اون: قند

...
- عشق و نفرت از یه جنس هستن، فقط از دو جنبه مختلف بهشون نگاه میشه!

 ربع ساعت بعد:

- گوزن تو یلواستون* زیاده...
: گوزن! اسم قشنگیه!! می دونی چیه؟ یکی از سخت ترین کارها پبدا کردن اسم واسه شرکته، همه اسمها رو قبلا گرفتن!
- نه بابا، اتفاقا واسه یه خارجی خیلی راحته تو این مملکت... مثلا ... [بعد از یه کمی فکر!] قند!!
: خیلی اسم خوبیه، چون ایرانیا "قند" می خونندش و اینجاییا "گند"!! خیلی برند خوبیه!!
- آره دقیقا مثل "عشق و نفرت" می مونه!! 

* Yellow Stone: یه پارک وحش توی ایالتهای مونتانا، وایومینگ، و آیداهو!

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

آب تنگ، عشق، ماهی ها

این پست رو مجبورم بنویسم چون قول دادم(!!):
 امروز سر صبحونه، داشتم به تنگ ماهی ها نگاه می کردم، امیر داشت می گفت که وقتی به ماهی ها غذا میدی، بعد یه مدت آب تنگ کدر و کثیف می شه، که یهو گفتم: ببین چطور همین آبی که برای زندگیشون ضروریه زندونیشون کرده، درست مثه عشق می مونه!! 
...و هر دو نعره ها زدیم!!